یکی دیگر از افرادی که بعد از عباس میرزا به اصلاحات زیادی جهت استواری مرکزی
و محدود کردن نفوذ دستهای بیگانه به ویژه انگلستان در ایران زد، میرزا تقی خان
امبیرکبیر بود.
نخستین اصلاحات امیر در ارتش بود وی به ایجاد کارخانه های اسلحه سازی در تهران
و برخی ایالات مانند آذربایجان، فارس، خراسان و اصفهان پرداخت نظر امیر این بود که
اسلحه و مهمات نظامی مورد نیاز لشکر هر یک از ایالات مهم در همانجا ساخته گردد.
ریاست قورخانه ی
پایتخت را به حاجی محمدحسین جبه داربانی سپرد که مهارت فنی داشت و اصل ابتکار بود.[1] که
ماهانه یک هزار قبضه تفنگ می ساخت و به علاوه، چند قورخانه و کارگاه باروت سازی در امیرآباد و زمین
مهران احداث نمود. در اصفهان نیز جبه دارخانه ای تحت نظارت محمدکاضم نامی تأسیس
کرد که هر ماه سیصد قبضه تفنگ و فانسخه و سایر لوازم جنگ تحویل می داد. [2]
در تبریز، عباس میرزا سابقاً کارخانه هایی برای تفنگ سازی، توپ ریزی و باروت
سازی ایجاد کرده بود که از مدتی قبل متروک شده و معطل مانده بود امیرکبیر آن ها را
ترمیم کرد و بار دیگر بهره برداری از آن ها شروع شد. [3]
آهن مورد نیاز پاره ای کارخانه های اسلحه سازی از معادن نائیج مازندران و
ماسوله گیلان استخراج می شد. [4]
برای بهره برداری از این معادن سعی و کوشش بیارند و سازمان مخصوصی برای این
کار به وجود آمد و مأموران مخصوصی گمارده شد. [5]و
ماده ی قطران را که د رتوپخانه مصرف داشت و تا آن زمان از روسیه وارد می گردید، در
رحمت آباد گیلان ساختند. [6]
امیرکبیر در بابت ترویج صنایع
در ایران معتقد بود که صنایع جدید اروپا را باید با احداث کارخانجات در خود ایران
رواج داد و به عبارت دیگر احتیاجات مادی جدید را که از لوازم تمدن تازه اروپاست در
داخل کشور بسازد. ضمناً تشویق صنایع ملی را جزء مواد اساسی برنامه اقتصادی خود
قرار داده بود. (تاریخ اقتصادی خود قرار داده بود. [7]
نقشه ی امیر در بنای صنعت ملی شامل استخراج معدن، ایجاد کارخانه
های مختلف، استخدام استادان فنی از انگلیس یا پروس، فرستادن صنعتکاران به روسیه،
خرید کارخانه از فرنگ و حمایت از محصولات داخلی بود. [8]
امیر در سال 1267 هـ . ق فرمان آزادی به کار انداختن معادن را اعلام نمود، و
اداره ی امور معادن را به میرزا جبار ناظم المهام سپرد. از اتباع ایران «هرکس از نوکر و رعیت و
اشراف و اعیان» می توانست به استخراج معدنی که خود پیدا کند، بپردازد و تا پنج سال
از مالیات دیوانی معاف بود. مأخذ معافیت پنج سالیه قانون کلی بود، و هر کسی مبتکر
صنعت تازه ای می گردید تا پنج سال در انحصار خودش قرار می گرفت. [9]
بهره برداری ازمعادن آغاز شد؛ میرزا آقاسی خان معدن مس و آهن قراچه داغ را به
راه انداخت و در وحله ی اول هشت خروار مس خالص تولید کرد. آهن ماسوله ی گیلان توسط
استاد فتح الله بدست آمد. از معدن نائیج مازندران آهن استخراج گردید. ماده ی قطران
که در توپخانه مصرف داشت از قفقاز می آوردند، در رحمت آباد گیلان خوب و زیاد از
قدر کفایت ساختند. به تصدیق اهل فن آهن ماسوله و نائیج در نرمی و چکش گیری بر آهن
حاچی ترفان امتیاز داشت. مقرر گردید بر میزان تولید آن بیفزاید تا «مستغنی از
خریدن آهن از حاجی ترفان و غیره باشند» ترقی صنعت آهن و اسلحه سازی نتیجه پیشرفت
بهره برداری از همان معادن بود. [10]
افزایش تولید معادن البته مستلزم آموختن اصول فنی جدید بود. از این رو برای
مدرسه ی دارالفنون استاد معدن شناسی که در هر رشته از همه ی فلزات داشته باشد از اتریش استخدام
کرد. و نیز درصدد برآمد دو نفر «معدنچی که در معادن کار بکنند» از اروپا بیاورد.
ضمن نامه ی 12 رمضان 1267 هـ . ق به جان داود تأکید نمود: «در باب استاد معدنچی
اهتمام نماید که از جمیع فلزات خاصه طلا و نفره سر رشته داشته باشد» به علاوه
ریثارخان می نویسد: «دو ماه در تهران نبودم، امیر مرا به کردستان فرستاده بود که
در موضوع معادن آنجا تحقیقات کنم. [11]
اقتصاد ناسالم ایران، خاصه
باز بودن دروازه های کشور به روی هر بنجل فرنگی، موجب خارج شدن طلای ایران گردیده بود و برای خریدن هر
متاع اروپایی فقط طلا می بایستی داد. امیر صدور طلای ایران را ممنوع کرد ولی به
طور قاچاق ار راه ترکیه و هند صادر می گردید. شیل می نویسد: «با وجود منع دولت،
صدور طلا به هند و ترکیه ادامه دارد، کاهش میزان سکه های طلا و نقره محسوس است و
حتی کمیاب گشته، و نمی دانم از چه ذخیره ای دولت می تواند جای آن را پر کند.» پس
چاره کار را در تأسیس صنایع نوین ملی دید و در محدود کردن واردات ایران [12]همچنین
از جمله ارمغانهائی که لوئی ناپلئون به مناسبت جلوس ناصرالدین شاه به پادشاه می
فرستاد، سه کوره ی ذوب فلزات بود از این قرار: کوره برای گداختن سرب که از معدن
آورند. امیر این کوره ها را به صنعتگران سپرد تا به کار اندازند.[13]
ضمناً طبق فرمانی که امیرکبیر صادر کرد، سپردن امتیاز استخراج معادن به دست
خارجی ها اکیداً ممنوع گردید. روی همین اصل امیر امتیار معادن مس و آهن قراچه داغ
را که سابقاً به یک نفر انکلیسی به نام سرهانری لیندسی واگذار شده و او نیمه کاره
گذاشته و از ایران رفته بود، از او سلب کرد و استخراج آن را به خود ایرانی ها
سپرد.[14]
به این ترتیب در دوره ی صدارت امیرکبیر، استفاده از فلزات برای ساختن اسلحه و
دیگر وسایل در سر لوحه ی کار قرار گرفت و هنچنین در زمینه ی استخراج فلز از معادن
پیشرفت قابل توجهی انجام شد ولی حیف که این اصلاحات «دولت مستعجل بود»